ميرزا مهدي خان استر آبادى

5

جهانگشاى نادرى ( فارسى )

گرگين خان بعزم تنبيه طايفهء كاكرى 62 در منزل ده شيخ 63 خارج قندهار بود ، بر سر او ريخته او را دستگير ساخت ، و مراد خان نام افغان را ، كه خنثى بود ، مأمور نمود كه باتمام كارش بپردازد . بعد از اين واقعه كيخسرو خان برادرزادهء او بسپهسالارى منصوب گشته ، و بخونخواهى عم ، با شوكت كسرى و جم و افواج مختلفه از طايفهء گرج و عرب و عجم بتسخير قندهار و تنبيه ميرويس مصمم شده ، جماعت ابدالى قندهار را ، كه با افاغنهء غليجائى معاند بودند ، جمع و يكسال قلعه را محصور كرده نشست . بالاخره * در بيست و ششم ماه رمضان المبارك سال هزار و صد و بيست و سه هجرى مطابق توشقان‌ئيل * « 1 » 64 از دست سوء تدبير سر در پاى قلعه گذاشته ، بعم خويش پيوست . بعد از آن محمد خان شاملو قورچىباشى به اين امر مأمور گشته ، در زمان مديد طى مراحل كرده تا رسيدن بقندهار روزنامچه عمرش بسر رسيد . بعد از او ديگر بامور قندهار نپرداختند تا مقدّمهء هرات و شورش ابدالى پديد آمد . ميرويس هشت سال در قندهار حكومت كرد . بعد از آن عبد العزيز برادرش بجاى او نشسته ، يكسال بامر حكومت پرداخت ، و بعد از او محمود ولد ميرويس با چند نفر از خاصان او رنگ موافقت ريخته او را مقتول ساختند « 2 » . 65 [ 2 - شورش افاغنهء ابدالى و سانحهء هرات ] ديگر شورش افاغنهء ابدالى و سانحهء هرات بود ، 66 كه در سال هزار و صد و بيست و نه بعرصهء ظهور آمد ، توضيح اين مقال آنكه : آن طايفه در عدت 67 از غليجائى پيش و سابق شصت هزار خانوار كمابيش بودند . عبد اللّه خان ولد حيات سلطان سدوزائى « 3 » بعد از شنيدن واقعهء قندهار باتفاق اسد اللّه ولد خود از ملتان 68 نزد كيخسرو خان شتافته حاكم ابدالى شد ، تا اينكه

--> ( 1 ) - در « ب » ، « و » : عبارت ميان دو ستاره موجود نيست . ( 2 ) - در « و » ، « ب » اين عبارت چنين است « او را مقتول ساخته لواى حكومت برافراخت . » رجوع بتعليقات شود . ( 3 ) - در نسخه « ح » و « و » : « حيات خان صدورانى » . رجوع بتعليقات شود .